یک معما که هرکس این مساله رو حل بکنه جزو 2 درصد افراد باهوش جهان است!طرح مساله از پروفسور اینشتین :1 - در خیابانی، 5 خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.2 - در هر یک از این خانه ها یکنفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.3 - این 5 صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.
سؤال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟
راهنمایی:
1 - کبوتر در خانه قرمز زندگی می کند.
2 - مرد سوئدی، یک سگ دارد.
3 - مرد دانمارکی چای می نوشد.
4 - خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
5 - صاحب خانه سبز، قهوه می نوشد.
6 - شخصی که سیگار pall mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
7 - صاحب خانه زرد، سیگار dunhill می کشد.
8 - مردی که در خانه وسطی زندگی می کند، شیر می نوشد.
9 - مرد نروژی ، در اولین خانه زندگی می کند.
10 - مردی که سیگار blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
11 - مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار dunhill می کشد زندگی می کند.
12 - مردی که سیگار blue master می کشد، آبجو می نوشد.
13 - مرد آلمانی سیگار prince می کشد.
14 - مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
15 - مردی که سیگار blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.
آلبرت اینشتین این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت. به گفته وی 98 درصد از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند!
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
..اول یک جدول بشکل زیر تشکیل میدیم تا بمرور با حقایق داده شده پرش کنیم
1 2 3 4 5
رنگ
کشور
سیگار
حیوان
نوشیدنی
از شماره 8 نتیجه میگیریم که
1 2 3 4 5
رنگ
کشور
سیگار
حیوان
نوشیدنی شیر
از شماره 9 نتیجه میگیریم که
1 2 3 4 5
رنگ
کشور نروژ
سیگار
حیوان
نوشیدنی شیر
از شماره 14 نتیجه میگیریم که
1 2 3 4 5
رنگ آبی
کشور نروژ
سیگار
حیوان
نوشیدنی شیر
از شماره 4 نتیجه میگیریم که خانه سفید یا شماره 3 هست یا 4
اگر خانه 3 سفید باشد با شماره 5 در تناقض هست پس فقط میتواند شماره 4 باشد
1 2 3 4 5
رنگ آبی سبز سفید
کشور نروژ
سیگار
حیوان
نوشیدنی شیر قهوه
در ترجمه اصل معما اشتباه وجود داره
در حقیقت شماره 1 انگلیسی درست هست و نه کبوتر
با اینحساب رنگ قرمز فقط میتونه شماره 3 باشه
و بخودی خود رنگ زرد متعلق به خانه شماره 1 است
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ انگلیس
سیگار
حیوان
نوشیدنی شیر قهوه
از شماره 7 معلوم میشه که
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ انگلیس
سیگار دانهیل
حیوان
نوشیدنی شیر قهوه
و از شماره 11
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ انگلیس
سیگار دانهیل
حیوان اسب
نوشیدنی شیر قهوه
از شماره 3 میدونیم کسی که چای مینوشه نمیتونه توی خونه شماره 1 باشه
از طرفی از شماره 12 مشخصه که آبجو هم نیست پس فقط آب میمونه
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ انگلیس
سیگار دانهیل
حیوان اسب
نوشیدنی آب شیر قهوه
و از شماره 15
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ انگلیس
سیگار دانهیل بلندز
حیوان اسب
نوشیدنی آب شیر قهوه
و از شماره 12 معلوم میشه کسی که خانه شماره 2 هست بخاطر سیگارش نمیتونه آبجو بنوشه
پس ساکن شماره 2 چای مینوشه
و خودبخود ساکن خانه شماره 5 آبجو مینوشه
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ انگلیس
سیگار دانهیل بلندز
حیوان اسب
نوشیدنی آب چای شیر قهوه آبجو
و از شماره 3
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ دانمارک انگلیس
سیگار دانهیل بلندز بلومستر
حیوان اسب
نوشیدنی آب چای شیر قهوه آبجو
کسی که سیگار پرنس میکشه یا خانه شماره 3 است و یا شماره 4
از طرفی از حقیقت شماره 13 میدونیم که ملیت آلمانی داره
پس نمیتونه در خانه 3 باشه پس ساکن خانه 4 است
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ دانمارک انگلیس آلمان
سیگار دانهیل بلندز پرنس بلومستر
حیوان اسب
نوشیدنی آب چای شیر قهوه آبجو
بخودی خود ساکن خانه 5 سوئدی
و سیگار مرد انگلیسی پالمال خواهد شد
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ دانمارک انگلیس آلمان سوئد
سیگار دانهیل بلندز پالمال پرنس بلومستر
حیوان اسب
نوشیدنی آب چای شیر قهوه آبجو
از شماره 2 سگ در خانه 5
و از شماره 6 پرنده در خانه 3
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
کشور نروژ دانمارک انگلیس آلمان سوئد
سیگار دانهیل بلندز پالمال پرنس بلومستر
حیوان اسب پرنده سگ
نوشیدنی آب چای شیر قهوه آبجو
از شماره 10 معلوم میشه که گربه فقط میتونه در شماره یک باشه
1 2 3 4 5
رنگ زرد آبی قرمز سبز سفید
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 6:50  توسط عبدالله خدابنده
|
متن ذیل را به مناسبت ورود حضرت امام خامنه ای به قم تقدیم می کنم به همه دوستان
چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟
-
غربیها با سه کلیدواژهی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره میکردند. شرقیها با دو کلیدواژهی مبارزهی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژهی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.
-
اصل «امامتمحوری» مهمترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصهی سیاست احیا شد.
-
ده سال هر کاری کردیم، یک رسانهی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه میگفتند «آیتالله خمینی».
-
سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانههای شما نمیگویند امام خمینی؟». خندهای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیفاش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمهی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود. چون کلمهی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم. کلمهی "رهبر" به نفع ما و کلمهی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان میگوییم "آیتالله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور میشود امام امت اسلامی که مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
-
یک رسانهی غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانههای غربی آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ میخواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
-
شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمهی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمیتوانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دستهجمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
-
امامتمحوری، امّتگرایی، عدالتگستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
-
امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبهی اولین نمازجمعهی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمیخواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما میگویی نمیخواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشیناش نمیگوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را میخواهم با شما دفن کنم! جملهی دومشان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
-
وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسیها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
-
اما کلمهی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدسترین کلمهای که آقای هاشمی در دوران ریاستجمهوریشان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمهی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف میکنند، اما «توسعه» را صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و صهیونیستهای عالَم.
-
در عرصهی بینالملل هم دو کلیدواژهی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهینآمیز است! به جایش بگوییم «قدرتهای جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آنها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرتهای جهانی» باید با آنها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیبپذیر»؛ یعنی آدمهای بیعرضهای که خودشان پذیرای آسیباند!
-
پنج کلیدواژهی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژههایی که دشمنان میخواستند.
-
تا موقعی که کلیدواژههای قرآنی امام خمینی –که رأس آنها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصلهپینه کردن است.
-
شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمیسوزد که بگویید «امام خامنهای».
-
مشکلی که هست هم این است که همه میگویند «دیگران بگویند ما هم میگوییم!». اصولگراها میگویند صداوسیما شروع کند، ما هم میگوییم! صداوسیما میگوید ما که از روحانیون نمیتوانیم جلو بیفتیم! روحانیون میگویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمیتوانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد میگویند وقتی جوانان انقلابی هم نمیگویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
-
بعضی هم میگویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمتالله طبرزدی) این کار را کرده و سابقهی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوبها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
-
آیتالله سید محمدباقر حکیم پا میشود میرود نجف. از آنجا نامه مینویسد به «حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای». یک هفته بعد شهیدش میکنند. آن مرد بزرگ میفهمد که باید از آنجا پیغام دهد «امام خامنهای». سید حسن نصرالله میفهمد در سختترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنهای! ما اینجا نشستهایم و نمیگوییم!
-
اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، میفرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آنجا ندا داده میشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 18:25  توسط عبدالله خدابنده
|
شناسنامه حقیقی انسان
توجه : نه اشتباه باز نكردی. این مطلب به تو خواهد گفت كه آن شناسنامهی كاغذی، شناسنامهی واقعی تو نیست و فقط به درد كوپن گرفتن میخورد... بخوانید تا بدانید!
... اگر از ما سئوال بكنند شما چه حقی دارید كه خونبهای حسین بن علی را طلب بكنید، پاسخش این است كه ما بچّههای أبا عبدالله هستیم، او پدر ما بود. این دین، ما را فرزند امام معرفی میكند.
هر كدام از ماها یك شناسنامهای داریم كه پدر و مادر ما آن شناسنامه را برای ما گرفتهاند. كه نه دلیل فخر است، نه دلیل وهن. برای اینكه هر كسی با هویت خودش ساخته میشود، كاری به پدر و مادر ندارد. این پدر و مادر مال این مقطع است؛ وقتی انسان مرد، دیگر این رابطه كلاً قطع میشود.
یك هویت و شناسنامهای دیگری هم هست كه خود ما باید با دست خودمان تدوین بكنیم؛ آن را دیگر اداره ثبت احوال به ما نمیدهد. عقائد و اخلاق و علوم و افكار خود ما آن را تدوین میكند؛ كه ما فرزند چه كسی هستیم، پدر ما چه كسی است، مادر ما چه كسی است و مانند آن.
این دوّمی را كه هویت واقعی ما و شناسنامه اصلی ماست، ائمه علیهم السّلام به ما آموختند كه ما حاضریم شما را به عنوان فرزندی قبول كنیم، شما بیائید بچّههای ما بشوید. در پایان سوره مباركه حج این چنین آمده است: مِلّتَ اَبیكُم اِبراهِیمَ، هُو سَمّاكُم المُسلِمین مِن قَبل 1. یعنی دین پدرتان ابراهیم را بگیرید.
هویت و شناسنامه ما كه فرزند چه كسی هستیم، با عقائد، اخلاق و اعمال ما ساخته میشود. آن وقت ما میشویم فرزند پیغمبر، فرزند علی بن أبیطالب. به جایی میرسیم، با اینكه سیّد نیستیم، میتوانند به ما بگویند: السّلام علیك یا بن رسول الله! این فخر نیست؟!
قرآن كریم« ابراهیم خلیل » را به عنوان پدر ما معرفی كرده است؛ قهراً ما میتوانیم فرزند ابراهیم خلیل باشیم. وقتی فرزند ابراهیم خلیل شدیم، فرزند موسای كلیم خواهیم بود تا میرسیم به وجود مبارك پیامبر و حضرت امیر؛ كه این دو بزرگوار فرمودند، مخصوصاً وجود مبارك رسول خدا: «أنا و علیأ ابوا هذ ه الامّة»2. من و علی این جوانها و این مردها و این دخترها را به عنوان فرزندی قبول داریم... پس ما میتوانیم در این شناسنامه فرزند علی بن أبیطالب بشویم . این راه باز است؛ اگر ما شدیم فرزند علی بن أبیطالب، وجود مبارك فاطمه زهرا (س) هم میشود مادر ما!
این شناسنامه اینطور نیست كه با مرگ ببرند اداره ثبت احوال و مهر باطل بر آن بزنند كه این تمام شد! آن شناسنامههایی كه خودمان گرفتیم، فقط به درد كوپن میخورد! كجا ثبت نام بكنیم، كجا ثبت نام نكنیم؛ همین. وقتی هم كه مردیم، این را مهر باطل میزنند؛ تمام شد، میشود كاغذ باطله.
امّا این هویت و شناسنامه كه ما فرزند چه كسی هستیم، پدر ما كیست، مادر ما كیست؛ این با عقائد ما، با اخلاق ما، با اعمال ما ساخته میشود. سطور و كلمات این شناسنامه را عقائد ما، اخلاق ما، اعمال ما مشخص میكند. آن وقت ما میشویم فرزند پیغمبر، فرزند علی بن أبیطالب. ما به جایی میرسیم، با اینكه سیّد نیستیم، میتوانند به ما بگویند: السّلام علیك یا بن رسول الله! این فخر نیست؟!
پس این راه باز است. اگر این راه باز است، بیائیم این راه را برویم. راهی نرویم كه تمام هویت ما با مرگ باطل شود. راهی برویم كه با هویت ما آن شناسنامه شفافتر شود...
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 12:14  توسط عبدالله خدابنده
|
ده سوالی که خدا از تو نمیپرسد!!
۱- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
۲- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
۳- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
۴- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
۵- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
۶- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟
۷- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
۸- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار میشدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
۹- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
۱۰- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی؟
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 17:10  توسط عبدالله خدابنده
|
ده سوالی که خدا از تو نمیپرسد!!
۱- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
۲- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
۳- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
۴- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
۵- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
۶- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟
۷- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
۸- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار میشدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
۹- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
۱۰- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی؟
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 17:2  توسط عبدالله خدابنده
|