توضيحات: دیگر مداحان: کربلایی محمد کریمی
بابا دمتون گرم نظر يادتون نره ان شاءالله با نظرات گرمتون ما رو هم ياري کنيد.
فايلهاي سخنراني در ادامه مطلب گذاشته شده است.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
- در آتش سختيها خوب تحمل داشته باشيد تا درست پخته شويد . حاج آقا دولابي
- سکوت متن ساده ای است که اشتباه خوانده می شود.
- اگر نور معرفت خداي سبحان در دلت بدرخشد ، خورشيد دست گدايي به سوي تو دراز ميكند.
- آن روز بگشوده بال و پر گفت : دیگر به خانه باز نمی گردم ؛ امروز به پای خود می روم ، فردا شاید مرا به شهر بیاورند .......... بر روی دست ها ! اما ........ حتی او را به شهر هم نیاوردند ! گفتند : چیزی ازو به جای نمانده است ؛
- گفت:بارها شنیده ام که حسین حج خود را ناتمام گزارد !.........چرا؟ گفتم:مگر حسین عاشق خدا نبود و خدا نیز عاشق حسین ؟ پس چگونه انتظار داری که حجی عادی چون مردمان گزارد . او که با خانه نمی تواند معاشقه کند .........صاحبخانه باید از در درآید
- از امام مجتبى سؤال شد: كرم چیست؟فرمود: آغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطى. سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: كوچك بینى و دریغ از اندك
- عزاي ماست که هر سال ميشود تکرار ، وگرنه حيف محرم که خرج غم گردد
- افسرده ی از یار جدائیست، دل من....سر گشته ی افتاده ز پا ئیست ، دل من مرده است دلم، قاتل او را بشناسید....خود کشته ی بر دست رها ئیست ، دل من تسلیم نصیب است و زبان بسته ی تقدیر....حسرت کش بی چون چرا ئیست دل من بشکسته دلی را چو من از خویش مرانید....آئینه ی معشوق نما ئیست ، دل من عمریست دلم ساخته با هر چه بلا، هست...تا عشق بداند، چه بلا ئیست ، دل من
- تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ي دانش خود حرف بزند چه سكوتي بر دنيا حاكم ميشد!!
با کلیک بر روی لینک زیر صفحه دانلود فايل پیش نمایش قالب با پسوند htm باز می شود.با انتخاب گزینه save و دانلود کردن آن (حجم 12 کيلوبايت) مي توانيد آن را در مرورگر خود مشاهده کنيد و با view source از منوی view می توانید کد را مشاهده کنید و آن را کپي کرده و به جاي کد قالب وبلاگ خود قرار دهيد.
به جهت کسب اجازه از طراح قالب لینک نمی گذارم ولی بدونید که همین قالب وبلاگ خودم است با کمی تغییرات
ادامه مطلب...

قرآن از علی میگوید 3
سوره بقره. آیه 207
«و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله»
«و از مردم کسی است که جانش را در جستن خشنودی خداوند میدهد»
ابن ابی الحدید در شرح خود بر نهج البلاغه 3/207 (13/261/238) از ابوجعفر اسکافی آورده است كه: «حدیث فراش، متواتر است و آن را جز دیوانهای انکار نکند.
همه مفسران روایت کردهاند که این آیه شریفه آن شبی که علی علیهالسلام در بستر پیامبر صلیالله علیه وآله و سلم خوابیده بود درباره او نازل شد».
ثعلبی در الکشف و البیان (خطی. برگ 54) میگوید: «چون پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم خواست به مدینه هجرت کند، علی بنابیطالب علیهالسلام را در مکه گذاشت تا وامهای حضرتش را بپردازد و امانتهای مردم را که نزد حضرتش بود به صاحبان آنها برساند، و شبی که به سوی غار برون شد در حالی که مشرکان خانه را محاصره داشتند، به علی فرمود که در بسترش بخوابد و به او فرمود که: «ردای حضرمی سبزم را بپوش و در بسترم بخواب، اگر خدا بخواهد به تو گزندی نخواهد رسید و...». پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم در راه مدینه بود که خداوند این آیه را درباره علی نازل کرد و...».
و نیز میتوان از منابع زیر به عنوان ناقل این مطلب نام برد:
غزالی / احیاءالعوم 3/238(3/244).
گنجی شافعی / کفایةالطالب 114(239).
صفوری /نزهةالمجالس 2/209.
ابن صباغ مالکی /الفصول المهمه 33(47).
سبط بن جوزی حنفی /تذکرة الخواص 21 (35).
شبلنجی /نورالابصار 86 (175).
حدیث فراش یا لیلة المبیت در این منابع اهل سنت آمده است:
احمد حنبل /المسند 1/348 (1/572/3241).
طبری /تاریخ 2/99- 101(2/372، 374).
ابن سعد / الطبقات 1/212 (1/228).
یعقوبی /تاریخ 2/29 (2/39).
ابنهشام /السیرة 2/291(2/126).
ابن عبدریه /الغدیر 3/290(5/61).
بغدادی /تاریخ 13/191.
ابناثیر /الکامل 2/42 (1/516).
ابوالفداء /تاریخ 1/126.
خوارزمی /مناقب 75 (127/141).
مقریزی /الامتاع39.
ابنکثیر /البدایة 7/337 (7/374).
حلبی /السیرة 2/29 (2/27).
ر.ك: خلاصه الغدیر، ص 304، برگزیده و ترجمهی دكتر محمود رضا افتخارزاده
بردباري حضرت علي عليه السلام در امور سياسي

ترک سياستهاي شيطاني
زاذان از امام علي عليه السلام نقل ميکند که:
از پيامبر شنيدم که مکر و فريب و خيانت در آتش جهنم است، اگر چنين نبود همانا من از همه مردم عرب در سياست بازي قويتر و سياستبازتر بودم.
سياست دروغين معاويه
" وَاللهِ ما معاوية بأدهَي مِنِّي، وَلکِنَّهُ يَغدرُ وَ يَفجرُ. وَ لَولا کرَاهيّة الغَدر لَکُنتُ مِن أدهَي النّاس، وَ لکِن کُلُّ غُدرة فُجرةٍ، وَ کلُّ فُجرةٌ کفَرَة. «وَ لِکلّ غَادِر لِواءٌ يُعرَفُ بِهِ يَومَ القِيامَة.» وَاللهِ مَا أُستَغفلُ بِالمکِيدةِ، وَلا اُستَغمَزُ بِالشَّديدةِ.(1)
سوگند به خدا! معاويه از من سياستمدارتر نيست، اما معاويه حليهگر و جنايتکار است، اگر نيرنگ ناپسند نبود من زيرکترين افراد بودم.
ولي هر نيرنگي گناه، و هر گناهي نوعي کفر و انکار است، روز رستاخير در دست هر حيلهگري پرچمي است که با آن شناخته ميشود.
به خدا سوگند! من با فريبکاري غافلگير نميشوم، و با سختگيري ناتوان نخواهم شد.
صبر و بردباري در امور سياسي
روزي حضرت علي عليه السلام با رسول خدا صلي الله عليه و آله به طرف مسجد قبا ميرفتند و باغات سرسبز و درختان انبوهي که در آن قسمت از مدينه قرار داشت را تماشا ميکردند.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...

دلم برای علی ع میسوزد!
حتما شنیدهاید كه بعضیها! می گویند كلمه "مولا" در حدیث غدیر كه پیامبر فرمود «مَن كُنت مَولاهُ فَهذا علیٌ مَولاهُ» به معنای دوستی است نه به معنای ولایت و سرپرستی و سزاواری.
شاید فكر كنید و با خود بگویید: خُب آنان تقصیر ندارند، این كلمه دو معنا دارد و آنها فكر كردهاند كه منظور پیامبر معنای دوستی كلمه را اراده كرده...
اما میخواهم برایتان با تعریف یك خاطره، روشن كنم كه:
اولاً: آنها خوب میدانستند كه پیامبر علی را منصوب به ولایت كرده نه دوستی و منظورش از مولا، سروری است نه چیز دیگر.
ثانیاً: خیلیها كه بعدها حتی شاید زیر اصل ماجرای غدیر هم زدند و انواع و اقسام تشكیكها و تفسیرها برایش كردند، همانها بارها و بارها بر صدق آن و بر روشنی معنا و مراد آن اعتراف كرده بودند و تأیید نمودن بودند.
- - - - - - - - -
من وقتی گذرم بر این روزهای سرد و تاریك تاریخ میافتد، چقدر دلم میگیرد و چقدر دلم برای علی و زن و فرزندش (علیهم السلام ) میسوزد.
با خود مدام در این فكرم كه مگر علی چه هیزم تری جز نیكی به آنها فروخته بود كه اینچنین زیر همه چیز زدند و بر سرش و بر سر همسر و فرزندانش آنچه آوردند كه نباید!
روزگار عثمان؛ مدینه؛ مسجد پیامبر(ص) 1
حموئی در فرائد السمطین، سمط 1، باب 58 (1/319/251)، به سندش از سلیم پسر قیس هلالی کوفی نقل کند که او گفت:
در روزگار خلافت عثمان، گروهی بیش از دویست نفر از مهاجران و انصار، در مدینه، در مسجد فرستاده خدا (ص) نشسته بودند، از جمله: علی پسر ابوطالب، سعد پسر ابو وقاص، عبدالرحمن پسر عوف، طلحه، زبیر، مقداد، هاشم پسر عتبه، عبدالله پسر عمر، حسن، حسین، عبدالله پسر عباس، محمد پسر ابوبکر، عبدالله پسر جعفر، و از انصار: ابی پسر کعب، زید پسر ثابت و... و... هر یک از فضایل قوم و قبیله و خاندان خویش سخن میگفتند.
- علی پسر ابوطالب خاموش بود، او و هیچ یك از خاندانش سخنی نمیگفتند.
- جمع حاضر به او رو کردند و گفتند: ای ابوالحسن! چرا سخنی نمیگوئی؟!
- فرمود: "... شما را به خدا سوگند میدهم: آیا میدانید آنَک که این آیه: «ای کسانی که ایمان آوردید! خدا را فرمان برید
[وقتی كلام علی علیه السلام به اینجا رسید تمام حاضران در مسجد اعتراف كردند و]
- همگی گفتند: آری! راستا که آن را شنیدیم و آن گونه که گفتی گواه بودیم و... و... .
این حدیثی است که حموئی نقل کرده است. همین حدیث در کتاب سلیم 2/636/11، با اندکی اختلاف آمده است.
1- خلاصه الغدیر، ص 213 ، برگزیده و ترجمهی دكتر محمود رضا افتخارزاده
2- نسأ 59
3- مائده 55
4- توبه 16
بردباري حضرت علي عليه السلام در امور سياسي

ترک سياستهاي شيطاني
زاذان از امام علي عليه السلام نقل ميکند که:
از پيامبر شنيدم که مکر و فريب و خيانت در آتش جهنم است، اگر چنين نبود همانا من از همه مردم عرب در سياست بازي قويتر و سياستبازتر بودم.
سياست دروغين معاويه
" وَاللهِ ما معاوية بأدهَي مِنِّي، وَلکِنَّهُ يَغدرُ وَ يَفجرُ. وَ لَولا کرَاهيّة الغَدر لَکُنتُ مِن أدهَي النّاس، وَ لکِن کُلُّ غُدرة فُجرةٍ، وَ کلُّ فُجرةٌ کفَرَة. «وَ لِکلّ غَادِر لِواءٌ يُعرَفُ بِهِ يَومَ القِيامَة.» وَاللهِ مَا أُستَغفلُ بِالمکِيدةِ، وَلا اُستَغمَزُ بِالشَّديدةِ.(1)
سوگند به خدا! معاويه از من سياستمدارتر نيست، اما معاويه حليهگر و جنايتکار است، اگر نيرنگ ناپسند نبود من زيرکترين افراد بودم.
ولي هر نيرنگي گناه، و هر گناهي نوعي کفر و انکار است، روز رستاخير در دست هر حيلهگري پرچمي است که با آن شناخته ميشود.
به خدا سوگند! من با فريبکاري غافلگير نميشوم، و با سختگيري ناتوان نخواهم شد.
صبر و بردباري در امور سياسي
روزي حضرت علي عليه السلام با رسول خدا صلي الله عليه و آله به طرف مسجد قبا ميرفتند و باغات سرسبز و درختان انبوهي که در آن قسمت از مدينه قرار داشت را تماشا ميکردند.
امام علي عليه السلام فرمود: يا رسول الله باغات زيبايي است.
پيامبر فرمود: باغات تو در بهشت سرسبزتر است. و آنگاه علي عليه السلام را در آغوش گرفت و گريست و فرمود:
«به ياد کينه توزيهاي مردم نسبت به تو افتادم، که پس از من بر تو روا ميدارند.»
امام پرسيد: من چه بايد بکنم؟
پيامبر فرمود: بايد صبر کني و بردبار باشي.
حضرت پس از رسول خدا در برابر تمام مصيبتها، اهانتها، و مظلوميتها صبر کرد، که در خطبه 3 فرمود:
صَبَرتُ وَ فِي العَين قَذي وَ فِي الحَلق شَجي؛ صبر کردم در حالي که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم. (2)

علل نظارت و همکاري امام با خلفاء
ميپرسند که:
اهلبيت عليهم السلام ذلتپذير نبودند، و سر تسليم فرود نميآوردند، که علي عليه السلام پس از کودتاي سقيفه تسليم نشد و کار به شهادت فرزند و کتک خوردن همسرش کشيد.
اما چرا در هفتههاي پس از شهادت حضرت زهرا به مسجد ميرفت، و در نماز جماعت ابابکر حاضر شد، و در مشورتهاي نظامي ابابکر و عمر شرکت داشت و همکاري ميکرد؟
پاسخ سوال ياد شده با توجه به خطراتي که اساس اسلام را تهديد ميکرد، روشن است.
زيرا پس از وفات رسول خدا يورشها و تهاجمات فراواني دامنگير اسلام شد که ضرورت همکاري را به اثبات ميرساند، مانند:
- مسيلمه کذّاب چهل هزار نيروي نظامي فراهم کرد، و ادعاي پيامبري داشت و عباراتي شبيه آيات قرآن درست کرد و ميخواست به مدينه حمله کند، که اگر موفق ميشد، همه چيز را نابود ميکرد و اهلبيت عليهم السلام را به شهادت ميرساند، و قبر و روضه رسول خدا را ويران ميساخت.
- زني از قبيله بين تميم بنام «سجاح» که ادعاي پيامبري کرد، با اشعار و عبارات زيبايي که ميسرود، عدهاي را دور خود جمع کرد و باعث شد که عده زيادي مرتد شوند.
- برخي از سران قبائل سر به مخالفت برداشته، تاجگذاري کردند، و خود را پادشاه آن منطقه ناميدند، مانند: نعمان بن منذر در بحرين و لقيط بن مالک در بحرين، که او را ذوالتّاج ميناميدند.
و خطر آنقدر جدي بود که همه مخالفان ناچار شدند، متحد گردند که خليفه سوم نيز خدمت حضرت اميرالمومنين عليه السلام آمد و گفت:
اي پسرعمو، وضع خطرناک را ميبيني، اگر همکاري نکني، همه ما در خطريم.
و تا امام علي عليه السلام اعلام همکاري نکرده بود، و در نماز و اجتماعات آنها شرکت نکرد، خليفه سوم نيز احتياط ميکرد و لشگريان را از مدينه خارج نميساخت، پس از اعلام همکاري حضرت علي عليه السلام، لشگر فراهم آورده و به خارج مدينه اعزام کرد.
امام خود نسبت به اينگونه از واقعيتها توضيح ميفرمايد:
"من دست کشيدم، تا آنجا که ديدم گروهي از اسلام بازگشته، ميخواهند دين محمد(صلي الله عليه و آله) را نابود سازند، پس ترسيدم که اگر اسلام و طرفدارنش را ياري نکنم رخنهاي در آن ببينم يا شاهد نابودي آن باشم، که مصيبت آن بر من سختتر از رها کردن حکومت بر شماست."(3)
علل بردباري امام علي عليه السلام در مبارزات با انحرافات
پس از 25 سال حکومت، آنان که به حاکميت ارزشها و احکام اسلامي توجهي نداشتند، بدعتها شکل گرفت و احکام دروغين فراواني را مطرح کردند، که مردم را از اسلام و احکام ناب منحرف و به دستورالعملهايي عادت داده بودند که از احکام اسلام بيگانه بود.
آنگاه که حضرت علي عليه السلام به حکومت رسيد با هزاران مشکل سياسي، اجتماعي، فرهنگي روبرو بود و نميتوانست افکار و آراء جامعه را با دستورالعمل و بخشنامه تغيير دهد.
تا فرمود: نماز مستحبي را به جماعت نخوانيد. (که خليفه دوم دستور داده بود بخوانند)
فرياد عموم مردم بلند شد:
(کجائي عمر که بنگري علي نميگذارد نماز مستحبي را به جماعت بخوانيم.)
اينجاست که مشکل فرهنگي و بينشي را با دستورالعملها و بخشنامهها نميشود به زودي عوض کرد.
امام در يک سخنراني عمومي بردباري خود را در مبارزه با انحرافات و بدعتها اينگونه بيان فرمود:
(اگر حکم الهي را اظهار کنم و تحريفها را کنار زنم، از اطراف من پراکنده ميشوند.)
سوگند به خدا به مردم گفتم:
"که در ماه رمضان جز براي نماز واجب به جماعت حاضر نشوند، که خواندن نماز مستحبي به جماعت بدعت است."
اما بعضي از لشگريان که در پيرامون من ميجنگيدند، فرياد زدند:
"اي اهل اسلام، سنت عمر را تغيير دادند، و علي ما را از نماز خواندن مستحبي به جماعت باز ميدارد."
ترسيدم در گوشهاي از لشگريانم شورشي برپا شود (4) ؛ "اگر مقام ابراهيم را که عمر تغيير داد به همان مکاني ميگذاشتم که پيامبر اکرم قرار داده بود و فدک را به صاحب اصليش ميدادم و پيمانه رسول خدا را به مقدار تعيين شده پيامبر اسلام باز ميگرداندم و خانه جعفر را که در توسعه مسجد به زور خراب کردند، باز پس ميگرفتم و احکام و قضاوتهاي ظالمانه را طرد ميکردم و زنان مسلمان را که بدون حقي گرفتند و با آنان ازدواج کردند به خانوادههايشان برميگرداندم و دفتر حقوق را به روش حقوق پيامبر خدا تغيير ميدادم و دفتر بخششها و امتياز دادنها را نابود ميکردم و مسجد رسول خدا را آنگونه که لازم بود درست ميکردم و درهايي که بيجا باز کردند را ميبستم و مسح بر روي کفش را منع ميکردم و بر خورنده آبجو، حدّ شراب ميزدم و متعه و حج تمتع را حلال اعلام ميکردم و دستور ميدادم که بر جنازهها پنج تکبير بگويند و بسم الله را در نماز بلند بگويند و مردم را به حکم قرآن باز ميگرداندم و طلاق را مطابق اسلام جاري ميکردم و صدقات را از اقشار مردم ميگرفتم، به يقين از اطراف من پراکنده ميشدند، من تا دستور دادم که نماز مستحبي را به جماعت نخوانند که بدعت است، جمعي از لشگريان من فرياد زدند که اي اهل اسلام، سنت عمر را تغيير دادند، ترسيدم که لشگريانم پراکنده شوند."
پي نوشت ها:
1- عقاب الاعمال، ص 320- و خطبه 200 نهج البلاغه معجم المفهرس محمد دشتي، اسناد و مدارک اين خطبه به شرح زير است:
اصول کافي، ج2، ص 338، ح 8: کليني (متوفاي 328 هـ) / منهاج البراعة، ج2، ص306، ابن راوندي (متوفاي 573 هـ) / کتاب ارشاد، ص 141، شيخ مفيد (متوفاي 413 هـ) / کتاب صفين، ص 204، نصربن مزاحم (متوفاي 212 هـ) / أنساب الاشراف، ص 186/174، بلاذري (متوفاي 276هـ) / بحارالانوار، ج 40، ص 193 و ج 41 ص 129، مجلسي (متوفاي 1110 هـ) / بحارالانوار، ج 72، ص290، ح 14، مجلسي (متوفاي 1110 هـ) / روضه کافي، ج 8، ص 24، ح 4، کليني(متوفاي 328هـ) / سنن، ج 4، ص122 ب 28، ح1581، ترمذي (متوفاي 297هـ) / کتاب الوافي، ج 5، ص923، فيض کاشاني (متوفاي 1091هـ) / بحارالانوار، ج33، ص197 و 483 ب17، مجلسي (متوفاي 1110هـ) / ينابيع المودة، ص177، ب51 و ج1 ص 454، قندوزي حنفي (متوفاي 1294هـ).
2- مناقب ابن شهر آشوب، ج1، ص322 .
3- نامه 62 نهج البلاغه، معجم المفهرس محمد دشتي .
4- روضه کافي، ص 58 و 63/ تاريخ الخلفاء سيوطي، ص 136 .
منبع:
امام علي عليه السلام و مسائل سياسي، محمد دشتي، ج 2 .
- الحمدلله الذی جعلنا من المتمسكین بولایة امیرالمومنین علی بن ابیطالب
- مولاي من! بايد به ارتفاع دل شما اقتدا کنم تا اضطراب بي کسيام را دوا کنم من وسعتي شبيه كويري شكستــهام بايد براي بارش اين شب ابري دعا کنم امن يجيب يک دل خسته به سوي شماست بايد دوباره نام شما را صدا کنم
- اوصاف علي به هر زبان بايد گفت اين ذكر به پيدا و نهان بايد گفت در جشن ولي عهدي مسعود علي تبريك به صاحب الزمان بايد گفت
- به نام خداي علي(ع) امام خوبمان---سلام برشما اي پيروان صادقش كه با اخلاص در راه او گام مي نهيد دعا كنيد ما نيز توفيق ره پيمويي ان حضرت را داشته باشيم التماس دعا يا علي
- دوست من ! مردم يا حتي نزديكترين صحابه امام علي ( ع ) تاب حكومت علوي و شهروند علوي شدن را نياوردند و عليه امام شوريدند و امام را در نهايت مظلوميت خانه نشين كردند . بياييم با خودسازي معنوي و الگو قرار دادن مكتب و سيره اهل بيت عليهم السلام و تمسك به قرآن و تعاليم آن خود را هر چه بيشتر به شهروند مهدوي شدن نزديك كنيم . هيچ تا كنون به اين موضوع فكر كرده اي كه چقدر آماده شهروند مهدوي شدن هستي ؟
خلاصه اي از «سخنراني پيامبر اسلام(ص) در روز غدير»
به نام خداوند بخشنده ي مهربان
• حمد و ثناي الهي
حمد و سپاس خدايي را که در يگانگي خود بلند مرتبه، و در تنهايي و فرد بودنش نزديک است در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظيم است.
علم او به همه چيز احاطه دارد در حالي که در جاي خود است، و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد.
بالاتر از آن است که چشمها او را درک کنند ولي او چشمها را درک ميکند و او لطف کننده و آگاه است.
هيچکس نميتواند با ديدن به صفت او راه يابد، و کسي به چگونگي او از سر و آشکار دست نمييابد مگر به آنچه خود خداوند عز و جل راهنمايي کرده است.
شهادت ميدهم اوست خدايي که همه چيز در مقابل عظمت او تواضع کرده و همه چيز در مقابل عزت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند.
براي او ضدي و همراه او معارضي نبوده است. يکتا و بي نياز است. زاييده نشده و نميزايد و براي او هيچ همتايي نيست. خداي يگانه و پروردگار با عظمت.
براي خداوند بر نفْس خود به عنوان بندگي او اقرار ميکنم، و شهادت ميدهم براي او به پروردگاري، و آنچه به من وحي نموده ادا مينمايم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم عذابي از او بر من فرود آيد که هيچکس نتواند آن را دفع کند، زيرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق علي بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرساندهام و براي من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفايت کننده و کريم است.
خداوند به من چنين وحي کرده است: «اي پيامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده- درباره علي، يعني خلافت علي بن ابي طالب- و اگر انجام ندهي رسالت او را نرسانده اي و خداوند تو را از مردم حفظ ميکند».
جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارم- که او سلام است- مرا مامور کرد که در اين اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام کنم که «علي بن ابي طالب برادر من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسي است جز اينکه پيامبري بعد از من نيست و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است.»
و خداوند در اين مورد آيهاي از کتابش بر من نازل کرده است: «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و کساني که ايمان آورده و نماز را بپا ميدارند و در حال رکوع زکات ميدهند»، و علي بن ابي طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد ميکند.
اي مردم! من از جبرئيل درخواست کردم از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مهم معاف بدارد، زيرا از کمي متقين و زيادي منافقين و فساد ملامت کنندگان و حيلههاي مسخره کنندگان اسلام اطلاع دارم.
بعد از همه اينها، خداوند از من راضي نميشود مگر آنچه در حق علي بر من نازل کرده ابلاغ نمايم.
بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب...
والائمّة من بعده ولده ؛ ألا و إنّی والدُهم و هم یخرجون من صُلبه ؛
ألا إنّ خاتَم الائمّة منّا القائم المَهدیّ (عج) ...
ألا إنّه الظاهرُ علی الدّین ، ألا إنّه الناصرُ لدین الله ؛
روی ندیده توست خورشید دیده ما ..... حتی شب فراقی ماه دمیدۀ ما
زخم فراق و داریم هرگز به لب نیاریم .... زیرا دهد گواهی رنگ پریده ما
کوه غم تو ما را در هم شکسته زین رو ...... خوش تر ز نخل طوبی است قد خمیده ما
آقام آقام آقام آقا
آقام آقام آقام آقا
آقام آقام آقام آقا
آقام آقام آقام آقا
تقسیم کننده بهشت و جهنم
«حدیث قسیم الجنة و النار»

از ویژگیهای ممتاز حضرت علی علیه السلام حدیث «قسیم الجنّة و النّار» است که با عبارات مختلف از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است.
یکی از آنها با این عبارت آمده است:
قال: یا علیّ انتَ قَسیمُ الجنّةِ و النّار و انتَ یَعسوبُ الدّین ؛ «یا علی، تو قسمت کننده بهشت و جهنم و تو پیشوای دین هستی.»
در اکثر روایات معنی این حدیث آنست که:خداوند چنین مأموریتی را در روز قیامت به آن حضرت خواهد داد که در روز قیامت به اذن پروردگار، به اهل بهشت اجازه رفتن به بهشت، و به اهل آتش فرمانِ رفتن به آتش را بدهد.
و در تفسیر این آیه نیز آمده است که:
و اَذّنَ مُؤذّنٌ بَینَهُم اَن لَعنَةُ اللهِ عَلَی الظّالمین(12) ؛ این مؤذّن و اعلام کننده «علی بن ابیطالب علیهالسلام» خواهد بود.
مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام معنی این حدیث را پرسید؟
امام صادق علیه السلام فرمود:
چون حبّ علی علیه السلام ایمان، و بغض او کفر است و بهشت برای اهل ایمان و آتش برای اهل کفر میباشد، آن حضرت به این علت؛ قسیم الجنّة والنّار ؛ "تقسیم کننده بهشت و جهنم" است.(13)
ولی در روایت «ابوالصلت هروی» از امام رضا علیه السلام آمده است که آن حضرت نظیر همین جواب را به مأمون عباسی داد. و سپس به «ابوالصلت» فرمود:
مطابق فهم او جواب دادم ولی از پدرم شنیدم که از پدرانش از علی علیه السلام نقل میکرد که آن حضرت فرمود:
قال لی رسولُ الله یا علی، انت قَسیمُ النّارِ یومَ القیامةِ تَقوُل للنّار: هذا لی و هذا لک. (14)
«پیامبر به من فرمود یا علی تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی. روز قیامت به آتش جهنم میگویی: این شخص از آن تو و آن شخص از آن تو .»
پینوشتها:
1- سوره اعراف، آیه 44 .
2- علل الشرایع، باب 130، ص 162/ الغدیر، ج 3، ص 299 .
3- عیون اخبار الرضا به نقل بحار الانوار، ج 39، ص 194/ نیز حدیث قسیم الجنة و النار در بحار الانوار، ج 39، ص 193 – 210/ شرح ابن ابی الحدید، ج 9، ص 165، ذیل خطبه 154/ صواعق محرقه، ابن حجر ص 124، ذیل حدیث 40 .
منبع:
امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .
- خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه غرورت رو يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره
- جبران خلیل جبران : اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخص
- نام من سرباز کوي عترت است دوره آموزشي ام هيئت است پــادگــانم چــادري شــد وصــله دار سر درش عکس علي با ذوالفقار ارتش حيــدر محــل خدمتم بهر جانبازي پي هر فرصتم نقش سردوشي من يا فاطمه است قمقمه ام پر ز آب علقمه است رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است زينب آن را دوخته پس مشکي است اسـم رمز حمله ام ياس علــي افسر مافوقم عباس علي(ع)
- من هر گز اجازه نمي دهم صداي حاج همت در درونم گم شود.اين سردار خيبر،قلعه قلب مرا نيز فتح کرده است. سيد شهيدان اهل قلم اقا مرتضي آويني.
| ||
|





